السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
163
تفسير الميزان ( فارسي )
« أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ » و نيز مىفرمايد : « وَأَقْسَمُوا بِاللَّه جَهْدَ أَيْمانِهِمْ » و نيز مىفرمايد : * ( « لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّه بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ » ) * « 1 » و « عقدتم » را اگر با تشديد قاف بخوانيم از تعقيد و به معناى مبالغه در عقد و گره زدن است ، و ليكن « عقدتم » به تخفيف هم قرائت شده ، * ( « فِي أَيْمانِكُمْ » ) * متعلق است به جمله * ( « لا يُؤاخِذُكُمُ » ) * يا به جمله « باللغو » البته دومى به صحت نزديكتر است ، و تقابلى كه بين دو جمله « * ( بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ ) * » و جمله * ( « بِما عَقَّدْتُمُ الأَيْمانَ » ) * هست مىرساند كه مراد از لغو در سوگندها ، سوگندهاى بيهوده ايست كه غرض از آنها عقد و پيمان و معاهده اى نباشد ، و صرفا از روى عادت يا سبب ديگرى بر زبان جارى شود ، و سوگند لغو عبارتست از همان گفتن نه ، و اللَّه و آرى و اللَّه ، كه مخصوصا در معامله ها و خريد و فروشها بيشتر بر زبان جريان مىيابد ، و اما سوگندهايى كه به منظور عقد و التزام به عملى و يا به ترك آن بر زبان جارى مىشود مثلا گفته مىشود و اللَّه فلان عمل نيك را انجام مىدهم ، و يا و اللَّه فلان عمل زشت را ترك مىكنم ، سوگند لغو نيستند . اين است آنچه از ظاهر آيه استفاده مىشود ، و اين منافات ندارد با اينكه شارع مقدس گفتن : و اللَّه فلان حرام را مرتكب و يا و اللَّه فلان واجب را ترك مىكنم ، را جزو سوگند لغو بشمارد ، و اثرى براى آن قائل نشود ، و بفرمايد : « هر عملى كه سوگند بر انجام آن و يا ترك آن خورده مىشود بايد آن عمل و يا آن ترك رجحان و حسن داشته باشد ، و گرنه لغو و بى اثر است » زيرا اين حكمى است كه از ناحيه سنت به حكم قرآن ضميمه و ملحق شده است ، و لازم نيست آنچه را كه سنت بر آن دلالت دارد قرآن نيز بخصوص آن دلالت كند . ممكن است كسى خيال كند كه جمله * ( « وَلكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الأَيْمانَ » ) * دليل است بر اينكه سوگند همين كه در عقد و التزام به كار رفت صحيح و مؤثر و مورد مؤاخذه است ، چون مطلق است و شامل مىشود جايى را كه رجحان داشته باشد ، و مواردى را كه فاقد رجحان باشد ، و ليكن اين خيال باطل است و در آيه چنين دلالتى نيست ، براى اينكه آيه سوگندى را مىگويد كه بر حسب موازين شرع صحيح و ممضى باشد ، زيرا در ذيل آيه اين جمله است : * ( « وَاحْفَظُوا أَيْمانَكُمْ » ) * و اگر مراد مطلق سوگند بود لازمه اش اين بود كه در اين ذيل فرموده باشد مطلق سوگند را چه داراى رجحان باشد و چه نباشد حفظ كنيد ، و حال آنكه شارع از اين دو يكى را كه همان فاقد رجحان است لغو فرموده ، پس معين شد كه در صدر آيه مراد از سوگند لغو ، سوگندى است كه عقد و التزام نداشته باشد ، و سوگندهايى كه عقد و التزام دارد سوگند لغو نيست .
--> ( 1 ) مفردات راغب ص 553 .